سيد مهدى خسروى

21

طب سنتى خسروى ( درمان بيماريهاى مختلف با گياهان دارويى و مواد طبيعى ) ( فارسى )

هو الشافي يا من اسمه دواء و ذكره شفاء اى كسى كه نامش دوا و يادش شفاست . حكيم « 1 » را با طبيب فرقى است . حكيم ، طبابت را با حكمت درآميخته ، و معجوني ساخته ، تا جسم و روح بيمار را مداوا كند . حكيم هرآنچه انجام مىدهد . تا بيمار از چنگال مرض رهايي يابد ؛ از قلمش گرفته كه بر روي نسخه مىلغزد ، تا دوا . . . همه و همه را از عنايات خداوند بلندمرتبه مىداند . زمزمه‌ي وجودي او اين آيات است : الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ ، وَ الَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِ وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ خدايى كه مرا بيافريد و به راه راستم هدايت مىفرمايد . همان خدايى كه مرا غذا مىدهد و سيراب مىگرداند همان خدايى كه چون بيمار شوم مرا شفا مىدهد . ( سوره الشعراء آيات 80 - 78 ) حكيم خوب مىداند آنها كه عقلشان از آگاهى به حضور عوامل غير مادي عاجز است . ناخودآگاه عوامل مؤثر در عالم را به ماده و جسم منحصر مىكنند . وى راه را از بيراه بازميشناسد و آن هنگام كه نبض بيمار را مىگيرد در استعانت از خالق خود چنين مىسرايد : اى مبدل كرده خاكى را به زر * خاك ديگر را بكرده بو البشر كار تو تبديل اعيان و عطا * كار من سهو است و نسيان و خطا سهو و نسيان را مبدّل كن به علم * من همه خلمم ، مرا كن جمله حلم اى كه بىره را تو ره دان مىكنى * وى كه نان مرده را جان مىكنى « مولوى » انتشارات بركت كوثر 20 / 1 / 88

--> ( 1 ) . حكيم كسي است كه اهل تعقل و تفكر و پرسش‌هاي بنيادين و پاسخ‌هاي عقلاني است ، همواره در پي علم و عملي متقن و محكم مىباشد . چراكه قاعدتا ، نگاه طبيب ، نگاهي حكيمانه بوده ، يعني براساس جهان‌شناسي و انسان‌شناسي الهي ، روند درمان يك بيمار را هم در حوزه‌ي جسم و هم در حوزه‌ي روح و روان مورد ملاحظه و دقت قرار مىدهد . و در اين سرزمين ، نه‌چندان دور به طبيبان لفظ حكيم نيز اطلاق مىگرديده .